تخریب نیروی انتظامی به نفع کیست؟

۱۷:۵۰ - ۲۲ مهر ۱۴۰۰


نیروهای پلیس ایران جزو همین جامعه می باشند و به همان نسبت که دیگران نسبت به برخی مسایل حساس می باشند آنها نیز حساس هستند.


مدتی است در برخی رسانه ها فیلم ها وتصاویری از برخورد نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران با خلافکاران منتشر می شود و حتی کار به جایی رسیده که برخی شخصیت های سیاسی هم جو گیر و آتش بیار این فضاسازی می شوند.

نمی دانم اینهایی که از نیروی انتظامی جمهوری اسلامی انتقاد می کنند چه هدفی دارند اما تصور بنده این است که متوجه نیستند که وظیفه نیروی انتظامی چیست و طرف نیروی انتظامی چه افرادی هستند.

نیروهای پلیس کشور جزو همین جامعه می باشند و به همان نسبت که دیگران نسبت به برخی مسایل حساس می باشند آنها نیز حساس هستند.

تامین امنیت جامعه به همان نسبت برای اعضای نیروی انتظامی هم حساسیت دارد چرا که خانواده اینها نیز در همین جامعه زندگی می کنند.

بر کسی پوشیده نیست به دلیل بسیاری از شرایط مخصوصا اقتصادی این روزها اوضاع نا امنی در جامعه بسیار زیاد شده و اگر نیروی انتظامی با قاطعیت با خلافکاران برخورد نکند قطعا امنیت کل جامعه به خطر می افتد.>>>

تازه به نظر می آید نیروی انتظامی در بسیاری از موارد بسیار مساهله جویانه برخورد می کند.

عموما هم خلافکار ها بسیار خوب بلد هستند ظاهر سازی و مظلوم نمایی کنند و قطعا آنهایی که از یک زاویه به ماجرا نگاه می کنند و پشتوانه زاویه دیدشان منفی بافی است ممکن است فکر کنند وای فلانی چه کار کرده که با او چنین برخوردی می شود؟

خوب اول تحقیق و سوال کنید که جرم آن شخص چیست و چرا نیروی انتظامی با او برخورد می کند بعد اظهار نظر فرمایید.

روز گذشته اتفاقی برایم رخ داد که مجبور شدم به یکی از کلانتری ها بروم.

دو موتور سوار گوشی همراه مرا از داخل ماشین دزدیدند.

در کلانتری پسری را دیدم که حدود پانزده یا شانزده ساله به نظر می آمد و کلانتری را با گریه و زاری روی سرش خراب کرده بود.

چندین نفر هم آنجا آمده بودند و عموما مشکلشان مشابه بنده سرقت گوشی موبایل و یا اموال بود.

در حالی که آن پسر شدیدا مظلوم نمایی می کرد، افسر مربوطه مدام از آن پسر می خواست که جیب هایش را روی میز خالی کند و چیزی را که زیر شلوارش قایم کرده در بیاورد.

ما که ایستاده بودیم ماجرا را نگاه می کردیم بسیار متعجب بودیم چون به نظر نمی آمد آن پسرک ریز اندام که لباس تنگ هم به تن داشت چیزی زیر لباسش قایم کرده باشد.

من تصور می کردم شاید پلیس شک کرده مواد مخدر قایم کرده.

خلاصه امر وقتی جیب هایش را خالی کردند بسته تریاک و قرص و شوکر و اسپری فلفل و کفیه و ... در آمد.>>>

از این شلوار ها که شش هفت جیب دارد پوشیده بود.

باز افسر پلیس اصرار داشت که زیر لباس او را ببیند واو هم شدیدا مظلوم نمایی می کرد به هر حال سرتان را درد نیاورم، چند سرباز او را دوره کردند و وادار کردند تا آنچه زیر شلوار قایم کرده در بیاورد و در نهایت یک قمه حدود سی چهل سانتی از زیر شلوار او در آوردند.

وی آنقدر آن قمه را به خوبی جا سازی کرده بود که امکان نداشت یک فرد معمولی متوجه شود که وی یک قمه نیز با خود حمل می کند.

روی قمه هم خون خشک شده بود که نشان می داد این قمه استفاده شده بود و برای ظاهر نمایی نبوده.

پرس و جو که کردم متوجه شدم کار این فرد این است که نزدیک بیمارستانی که آن طرف ها است کشیک می دهد تا افرادی که برای درمان مریض های خود با هزار بد بختی پولی جور کرده اند را با شوکر بی هوش کند و پول و طلا و گوشی موبایل و هرچه قیمتی دارند را بدزدد و سپس با فرد دیگری که بزرگتر او است و موتور دارد فرار کنند.

ظاهرا اینبار در دام پلیس گیر کرده بود وموتور سوار که بزرگتر بود فرار کرده بود.

اگر احیانا هم کسی او را سوار موتور در حال فرار می دید و نیروی انتظامی هر دو را بازداشت می کرد ونمی دانست ماجرا چیست شاید شک می کرد که مثلا نیروی انتظامی در حال ایجاد مزاحمت برای یک پدر و پسر است.

حد اقل پنج شش نفر مال باخته آنجا بودند که هر کدام به نحوی توسط افراد مشابه او مورد حمله قرار گرفته بودند.

برخی با قمه مورد تهدید قرار گرفته بودند تا هر چه دارند را به آنها بدهند برخی دیگر حتی مورد ضرب وشتم قرار گرفته بودند و ظاهرا من از همه خوش شانس تر بودم که فقط گوشی ام را از توی ماشین دزدیده بودند و فرار کرده بودند و مورد هجوم ارازل و اوباش قرار نگرفته بودم و همه به من می گفتند برو خدا رو شکر کن که خودت سالم هستی.

یکی از همکلاسی های دخترم چند هفته در بیمارستان بستری بود چون چند نفر میخواستند کیف او را بدزدند و وی قسم می خورد که چیزی در کیف نیست فقط مدارک شناسایی و دانشگاهی اش هستند و حاضر است همه چیز ارزشمند را به آنها بدهد ولی مدارک اش را نبرند اما آنها به او قمه زده بودند و کیف اش را دزدیده بودند.>>>

یکی دیگر را زده بودند در جوب افتاده بود دست و سرش شکسته بود.

چند نفر از اینها رو هم که بازداشت کرده بودند اگر به ظاهرشان نگاه می کردید باور نمی کردید اینها این کار را انجام داده باشند وهمه شان شدیدا مظلوم نمایی می کردند.

لب مطلب این است که قرار نیست نیروی انتظامی مملکت با ارازل واوباش وخلافکارها مساهله به خرج بدهد و اگر هم این کار را انجام دهد قطعا به ضرر امنیت کل جامعه می باشد.

به نظر می آید حتی عموم جامعه خواهان آن هستند که نه فقط نیروی انتظامی با ارازل و اوباش و سارقین و خلافکارها مسامحه به خرج ندهد بلکه برخورد شدید تری هم داشته باشد.

ایران جزو معدود کشورهایی در جهان می باشد که اگر شما یک افسر یا سرباز نیروی انتظامی را در خیابان ببینید و خلافکار نباشید احساس امنیت می کنید و نه نا امنی.

به نظر می رسد یکی از اهداف اصلی دشمنان ایران امروزه این است که نیروی انتظامی را تضعیف کنند و با ایجاد یک جنگ رسانه ای بر علیه نیروی انتظامی شرایط کار را برای تامین کنندگان امنیت جامعه سخت کنند و ذهنیت آنها را درگیر مسایل جانبی و مخصوصا رسانه ای کنند.

باید توجه داشته باشیم که دشمنان ملت ایران نامردانه ترین جنگ های ممکن را بر علیه مردم این کشور راه انداخته اند، جنگ اقتصادی – فرهنگی – اجتماعی و از همه مهم تر رسانه ای.

آنها با جنگ اقتصادی خود شرایطی را فراهم کرده اند که جامعه مستعد نابسامانی های اجتماعی گردد و با تخریب فضای فرهنگی و اجتماعی کاری کرده اند تا خلافکاری دیگر مورد نکوهش نباشد و حال با استفاده از جنگ رسانه ای تلاش دارند نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران را که در مقابل این خلافکارها ایستاده را تخریب کنند و در نهایت موجب ایجاد نا امنی شدید در جامعه گردند تا جامعه از هم بپاشد.

پس بد نیست متوجه باشیم که این فیلم ها که توسط رسانه های اجتماعی دشمن منتشر می شود هدفمند هستند و برای دلسوزی نیستند ومنتشر کنندگان آنها به هیچ وجه حامی حقوق انسان یا حقوق بشر یا ... نیستند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.